سفر دلیل می خواهد . اینکه سفر من چرا آغاز شد بیشتر شبیه آن بود که گویی قلبم یا هر عضو دیگری که ثقل احساس به آن آویخته است دیگر دنبالم نمی آمد . دلم از دوردست ها کشیده می شد و پی رهایی بال می گستراند . مقصد نمی دانست حال که از کیفیت بودنش گریزان بود . با شک در مسیر زیستن قدم می گذاشتم . هر روز به شیوه بودنم و زندگی آسوده نمای اطراف نامطمئن تر می شدم . ...
0 نظر