کتاب آگوس و هیولاها1 (آقای پتی پن از راه می رسد)/ مادرم داد می زد: "یا اتاقت را مرتب می کنی یا یکی از همین روزها هر چیزی را که پخش و پلا باشد، می ریزم توی سطل آشغال." هنوز پنج دقیقه هم نشده بود که از خواب پا شده بودم و مادرم یکریز با ترانه معروفش "اتاقت را مرتب کن"، ساز خودش را می زد.
0 نظر