کتاب نقطه ی صفر مرزی/ طرف راست جاده نرسیده به خاش تا چشم کار می کرد سبز بود و بوی خوشایند یونجه در هوا موج می زد. بدران از یر چشم شامیر را می پایید. تا به خاش برسند چند بار سعی کرده بود یخ رابطه را بشکند اما هربار شامیر سردتر جواب داده بود. بدران از دوراهی سراوان به راست پیچید.
0 نظر