کتاب برو دیده بانی بگمار : از خود آتلانتا با تمام وجود از پنجره واگن رستوران قطار هی بیرون را تماشا کرده بود . وقت قهوه صبحانه اش نشسته بود به تماشای آخرین تپه های جورجیا که دور می شدند ......
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر