کتاب شیر آب/ یک روز که از نزدیک چادر مهاراجه رد می شد از صحبت خدمتکارهاش فهمید روی بازوی پس نقش شی خالکوبی شده. برای همین بی آنکه به کسی بگوید، پیش از رفتن، نقش شیر را روی بازویش خالکوبی کرد...
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر