کتاب یادت نرود که : فروغ به زور خندید . چکاوک های زیر چشم دوست داشتنی ترش کرده بودند.کیوان نگاه کرد به صورت او و چوروک های ریز و پلک های که کمی افتاده تر شده بودند....
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر