کتاب شازده حمام : اولین خاطره روشنی که به یاد می آورم در حدود سال 1332 اتفاق افتاد. فاطمه 7_8 ساله دخترک مهاجر از دهات رفسنجان بود که پدر و مادرش مرده بودند و خاله اش که کارگز کارخانه اقبال یود او را بزرگ می کرد. آن ها در اتاق محقر و کوچک اجاره ای در خانه ای از نوع خانه تته قمر زندی می کردند . روزگار را با فقر به سر می بردند.
0 نظر