عیار تنها / فیلمنامه / ویرانه ای خاموش، تاقها فروریخته اما دیوارها هنوز ایستاده. پیرمرد وارد تصویر می شود، افسار الاغش را به دست دارد و صندوقچه ای زیر بغل پنهان کرده است. گوش می دهد، با نگرانی اطراف را می پاید، الاغ را رها می کند و خود می رود توی ویرانه، و پشت نیم دیواری گم می شود.
0 نظر