دسته بندی ها

خواب گران

کد شناسه :252682
خواب گران

دوباره به کارمن نگریستم. حالا بی حرکت دراز کشیده بود، چهره اش روی بالش رنگ پریده و چشمانش درشت و تیره و بی روح بود، به مانند ظرف هایی که در خشک سالی زیر باران می گذارند. یکی از دستان کوچک پنج انگشته اش بدون شست با حالتی بی تاب ملحفه را گرفته بود. جرقه ای مبهم از تردید در حال متولد شدن در جایی از وجودش بود. کارمن هنوز از آن بی خبر بود. برای زن ها بسیار سخت است، حتى زنان زیبارو، که بفهمند بدن شان مقاومت ناپذیر نیست.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر