دسته بندی ها

بی مرز بی مرز

کد شناسه :217774
بی مرز بی مرز

کتاب بي مرز بي مرز: "امروز دل‌ام مي‌خواست هميشه توي اين گوشه‌ي تاريک و دنجي که نمي‌دانم کجاي بدنت قرار گرفته است باقي بمانم و هرگز متولد نشوم. راست‌اش را بخواهي بايد اعتراف کنم که اين روزها دارم از زندگي تو، از حضور تو، از لرزش صدايت، از آن چيزي که تهِ تهِ چشم‌هايت تکان مي‌خورد، از طفوليت دست‌هايت، تغذيه مي‌کنم..."

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر